خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





شعر عاشقانه . . .


    با همه‌ی بی سر و سامانی‌ام
     باز به دنبال پریشانی‌ام
     
    طاقت فرسودگی‌ام هیچ نیست
     در پی ویران شدنی آنی‌ام
     


    آمده‌ام بلکه نگاهم کنی
     عاشق آن لحظه‌ی طوفانی‌ام
     
    دلخوش گرمای کسی نیستم
     آمده‌ام تا تو بسوزانی‌ام
     
    آمده‌ام با عطش سال‌ها
     تا تو کمی عشق بنوشانی‌ام
     
    ماهی برگشته ز دریا شدم
     تا تو بگیری و بمیرانی‌ام
     
    خوب‌ترین حادثه می‌دانمت
     خوب‌ترین حادثه می‌دانی‌ام؟
     
    حرف بزن ابر مرا باز کن
     دیر زمانی است که بارانی‌ام
     
    حرف بزن، حرف بزن، سال‌هاست
     تشنه‌ی یک صحبت طولانی‌ام
     
    ها به کجا میکشی‌ام خوب من؟
     ها نکشانی به پشیمانی‌ام! 

     


     

     


    این مطلب تا کنون 12 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها :  آمده‌ام , خوب‌ترین حادثه ,
    شعر عاشقانه . . .

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر